امتحان
شنبه ۲۹/۹/۸۹ امتحان عروض برگزار خواهد شد
شنبه ۲۹/۹/۸۹ امتحان عروض برگزار خواهد شد
1- ((كالريج )) انگليسي و(( ادگار آلن پو)) امريكايي ص 89
2- هنر، خلق زيبايي است و هنر وسيله نيست بلكه هدف است و هنرمند فقط بايد به فكر زيبايي باشد شاعر پارناسين عقيده دارد كه شعر نبايد بخنداند و نه بگرياند بلكه فقط زيبا باشد و هدف خود را در خود بجويد .
3- شعر تنها عبارت از الهام نيست بلكه بيشتر نوعي حرفه و صنعت است كه شاعر بايد درآن ابزار كار خود را به درستي به كار بيندازد . ص 90
4- تي . اس . اليوت نيز شعر را به عنوان يك پديده ي مستقل به كار مي گيرد و معتقد است كه شاعر در سرودن شعر از هيجانات و شخصيت خود مي گريزد ، از اين رو منتقدان را تشويق مي كند كه از بررسي حقايق زندگي شاعر روي برتابند و به مطالعه دقيق فن شعر بپردازند . ص 90
5- منظور از هنر محض ، اين است كه هدف شاعر يا نويسنده از خلق يك اثر هنري فقط زيبايي است نه اين كه از هنر به عنوان وسيله اي براي بيان انديشه و احساس خود استفاده كند.
درشعر فارسي ، قصايد منوچهري كه در آن ها به وصف طبيعت پرداخته است از اين نوع شعر است مثل شعر :
(( گويي بط سفيد جامه به صابون زده است )) در كتاب زبان و ادبيات فارسي 2 پيش دانشگاهي .
6- ايماژ به معني تصوير يا صورت هاي خيال انگيز شاعرانه و ايماژيسم مكتب تصوير گرايي است . خصوصيات اين مكتب عبارتند از : در شعر گرايش به زبان ساده ، ابداع اوزان تازه ، آزادي در انتخاب موضوع و مخصوصاً به كارگرفتن مجاز و تصوير را توصيه مي كند . در اين مكتب ، ارائه تصوير مستقيم شيء ، توجه به جزئيات امور و اجتناب از حشوواطناب ، توجه به امور محسوس و جزئي درشعر به جاي توجه به احوال كلي و انتزاعي توصيه مي شود. ص 90
7- افلاطون درشعر و درام به تاثير اخلاقي و اجتماعي آن توجه مي كند و شعر و ادب را طرد و انكار مي كند چون او معتقد است كه شعر ممكن است باعث فساد اخلاقي جوانان شود. ص 91
8- نويسندگان و فلاسفه ي اروپايي تا قرن اخير ، براي يك اثر ارزنده ي ادبي ، گذشته از زيبايي صورت ، غايت اخلاقي نيز لازم مي شمردند و به طور كلي ، هنر را درخدمت اخلاق مي گرفتند. افرادي مثل ديدرو ، دكتر جانسون ، تولستوي ، هنر را در صورتي ارزشمند مي دانند كه درخدمت ارزش هاي اخلاقي باشد و عشق و علاقه به تقوي را تقويت كند و انسان را از زشتي بي زار كند و ديدرو :گرامي داشتن تقوي و اخلاق و پست شمردن رذايل اخلاقي را هدف هرنوع هنري مي دانست . ص 91
9- نقد اخلاقي در ايران به خصوص درعصر جديد و به علل وجود بعضي مسائل سياسي و اجتماعي شديداً مطرح مي شود و بسياري از تجدد طلبان و مشروطه خواهان براي شعر شرط اخلاقي و اجتماعي قايل مي شوند. ص 92
10- ناصر خسرو ، فردوسي ، نظامي ، سعدي و ... ص 92
11- آري ، به دليل بعضي مسائل سياسي و اجتماعي بسياري از شاعران دوره هاي جديد تر در ايران به مسائل اخلاقي توجه و گرايش شديدي داشتند از جمله : آخوندزاده ، ميرزآقاخان كرماني ، اديب الممالك فرهاني . ص 92
12- بر عهده دانش آموز
13- هيپوليت تن ، منتقد مشهور فرانسوي ادبيات را محصول ((زمان )) ، ((محيط اجتماعي )) و ((نژاد)) مي داند . ص 93
14- در آلمان ((گئورگ كاريز)) و ((برتولت برشت )) ، در فرانسه ((ژان پل سارتر)) و ((كامو)) ص 93
15- ژان پل سارتر به استبداد و ابتذال با چشم نفرت و انكار مي نگرد و براي ادبيات نوعي مسئوليت و تعهد اجتماعي قايل مي شود . ص 93
16- آري ، معمولاً جريانات و پديده هاي اجتماعي اثر گذار هستند و اوضاع و جريانات اجتماعي در شعر شاعران قديم مانند فردوسي ، مولوي ، عطار ، ناصرخسرو ، حافظ ، خيام تاثير بسزايي داشته است .
به عنوان مثال : ((ناصر خسرو)) با زباني تلخ و گزنده از جهان خواران و دين فروشان خراسان انتقاد مي كند يا ((حافظ)) از ريا و تزوير رايج در محيط روزگار خود مي نالد .(( خيام)) از جهل و ناداني مردم روزگار خود نالان است . ص 93
17- از شاعران اديب الممالك فراهاني ، علي اكبر دهخدا ، نسيم شمال ، ملك الشعراي بهار ، ميرزاده ي عشقي شعر را در خدمت اجتماع و سياست مي دانند و از آن براي بيدار كردن مردم استفاده مي كنند.
از ميان نويسندگان ميرزا ملكم خان ، ميرزا آقاخان كرماني ، زين العابدين مراغه اي و عبدالرحيم طالبوف تبريزي ، نثررا درخدمت اجتماع قرار مي دهند . ص 94
18- زيرا معمولاً نقد تاريخي ، به يك اثر ادبي به عنوان يك امر ذوقي و هنري كم تر نگاه مي كند و از درك هنر و ارزش هنري آن عاجز است . همچنين يك شاهكار بزرگ ادبي غالباً از محيط واجتماع خود فراتر است چه بسا مولود جذبه و الهام و تحت تاثير لاشعور به وجود مي آيد . بنابراين صرفاً بحث پيرامون مسائل مربوط به تاريخ و زمان و مكان ، آن را مورد بررسي قرار داد . ص 94
19- شناخت زمان و مكان خاص يا زندگي واقعي شاعر يا نويسنده براي درك يك اثر ادبي كافي نيست زيرا يك اثر ادبي فراتر از محيط و اجتماع است و همچنين ممكن است شعر و اثري بي نام كه از جهت شور انگيزي و دل ربايي جالب باشد هر چند زمان گوينده و نويسنده آن معلوم نباشد باز مي تواند مورد توجه قرار گيرد . ص 95
20- خير ، بيش ترين فايده ي تحقيقات و نقدهاي تاريخي ، متوجه تاريخ ، جامعه شناسي ، مردم شناسي و گاه روان شناسي مي شود . ص 95
21- نقدتاريخي در مورد يك اثر وقتي مي تواند به درستي انجام شود كه : 1- گذشته ي آن و نيز عصري كه پديد آورنده ي آن است به خوبي شناخته شود 2- آرمان ها و آرزوهايي كه در آن روزگار تجلياتي داشته است احساس گردد 3- تاثير آن اثر در آثار پس از خود مورد بررسي قرار گيرد4- علاوه بر اثر مورد نظر، ساير آثار آن شاعر يا نويسنده نيز مورد مطالعه و بررسي قرار گيرد. ص 95
- شيوه ي نقد تاريخي هنگامي مفيد است كه ناقد تنها به مطالعه ي اثري كه از يك نويسنده در پيش رو دارد اكتفا نكند بلكه به همه ي آثار او احاطه يابد تا قضاوتش صحيح باشد. ص 95
23- برعهده ی دانش آموزان است به طور خلاصه : شرح حال و بررسي تاريخي احوال شاعران سبب مي شود كه خواننده شناخت بهتري از آثار شاعران پيدا كند اما اين آگاهي به تنهايي براي درك كامل ارزش هاي يك اثر ادبي كافي نيست .
۲۲- بله ، زيرا يك شاهكار ادبي غالباً فراتر از محيط و اجتماع و زمان و مكان خود است و چه بسا مولود جذبه و الهام و تحت تاثير لاشعور به وجود آيد بنابراين نمي توان صرفاً بحث پيرامون مسائل مربوط به تاريخ و زمان و مكان آن را مورد بررسي قرار داد بلكه آگاهي از محيط اجتماعي و احوال تاريخي خاص آن دوره در فهم شعر موثر است . ص 94
۲۳- زيرا نقد روان شناسي ، جريان باطني و احوال دروني شاعر و نويسنده را ادراك و بيان مي نمايد و قدرت و استعداد هنري و ذوق و قريحه او را مي سنجد و نيروي عواطف و تخيلات هنرمند را تعيين مي نمايد و از اين راه تاثيري راكه محيط و جامعه و سنت ها و مواريث در تكوين اين جريان ها دارند مطالعه مي كند . وتنها به كمك اين نوع نقد است كه عواطف ، احساسات و انديشه هاي هنرمند و گرايش هاي رواني حاكم بر عصر هنرمند شناخته مي شود . ص 96
۲۴- پي بردن به عواطف و احساسات ومخيلات هنرمند و شناخت ، صفات و احوال نفساني غالب بر عصر و معاصران هنرمند است .
۲۵- خير ، بررسي در احوال روحي و نفساني اشخاص خاصه در درام يا قصه چيزي است كه نويسندگان و شاعران از قديم ترين ايام به آن پرداخته و آن را در نظر داشته اند. و جست و جو در زواياي روح انسان از كهن ترين ايام در شعر دراماتيك يونان وجود داشته و بعدها نيز در اروپا كساني مانند ((راسين )) ، ((شكسپير)) ، ((ايبسن )) ، ونيز ((مترلينگ )) و ((داستايوسكي )) به آن پرداخته اند . ص 96